هزار و یک شب

مباحث زنان

که من آزاده زن فرزند ایرانم
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٤  

که من پروین فروغ شهر ایرانم


نه پوردخت- نه آذردخت - نه آتوسا - نه پانته آ

بلکه آرتمیس سپهسالار ایران در نبرد پارس و یونانم


مرا گر در مقام همسری بینی نه یک همخواب و همبستر،


که یک همراه و یک یار وفادارم،


نه یک برده - مکن اینگونه پندارم که جوشد خون آزادی به شریانم


بدون زن کجا میداشت تاریخ تو،


آرش با کمانش؟


کاوه ی آهنگر با گرز و سندانش؟


بدون زن کجا میداشتی آن شاعر طوسی،

نگهبان زبان پارسی،


استاد فردوسی؟


مرا گر در مقام مادری بینی


مگو با من که "هست فرشی از بهشت زیر پایم"


نگاهم کن که زیر پای من دنیا به جریان است


ز نور عشق من رخشنده کیهان است


که با دستان من گردون به جریان است


که جای پای من بر چهره ی سرخ و سپید و سبز ایران است


برو ای مرد دگر مبر آسان به لب نامم


که من آزاده زن


فرزند ایرانم!

 

 

 

شادروان پروین اعتصامی


کلمات کلیدی:
زبان زنانه شعر فروغ
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۱  
فروغ فرخزاد ، یکی از معدود شاعران دوره معاصر است که از زبان شعری دارای سبک و شیوه مخصوص خویش برخوردار است . اشعار اولیه عمدتاً شامل اشعاری است که بیانگر احساسات سطحی شاعر است . عمده این اشعار ، عاشقانه هایی هستند که بی پروا و بی پرده به بیان احساسات اروتیک شاعری می پردازند ، و این البته تا آن روزگار در ادبیات ایران بی سابقه بود . شعر شاعران زن ، پیش از فروغ فرخزاد را به سختی می توان از شعر شاعران مرد تشخیص داد . اشعار آنان در واقع تلفیقی از صور خیالها و سنت های رایج ادبی دوران آنهاست . اگرچه شعر زنان شاعر در طول تاریخ ادبیات ایران از احساسات رقیق زنانه بی بهره نیست ، اما این احساسات به قدری در لفّافه تعبیرات و صور خیال رایج شعری در هم پیچیده شده اند که اگر شاعر شعر ، شناخته نباشد ، نسبت آنها به یک مرد هم غیر طبیعی جلوه نمی کند . در واقع اوضاع و احوال اجتماعی ایران قدیم ، و شرایط محیطی به آنان این اجازه را نمی داد که تمایلات خود را با آن صراحت و بی پروایی که در شعر فروغ فرخزاد متجلی است ، بیان کنند ( جز البته در مورد برخی اشعار عامیانه). عمده شاعران زن در تاریخ ادبیات ایران ، یا متعلق به دربار و جزو خاندان سلطنتی بوده اند و یا از طبقات مذهبی . اما فروغ فرخزاد در دوره معاصر از جهت صراحت بیان تمایلات اروتیک و گستاخانه  تقریباً مورد مشابهی  ندارد . همین ویژگی سبب شد که شعر او به سرعت مورد توجه خوانندگان شعر قرار بگیرد . حتی برخی ، این ویژگی را ، مهمترین عامل ترجمه های متعدد شعر او در آمریکا و اروپا می داند( خلیفه بناروانی :9 : 1381 ) .
    دید نو و نگاه زنانه فروغ در شعر امروز فارسی به تازگی ، هویتی است که او به زن داده است . زن یعنی انسان ، آفریده ای که جسم ، روح ، زبان ، احساس ، اندیشه و در نتیجه استقلال فردی دارد . این تصویر ، نقطه مقابل تصویر پیشین زن در فرهنگ این سرزمین است ، تصویری که به رویا بیشتر مانده بود تا به واقعیت ، و در حجابی از خیال و عشق و تحقیر ، قرن ها راز گونه زیسته بود . حضور زن در بیشتر آثار ادبی انگیزه عشق ، هوس ، شهوت ، نابکاری ، مکر  بی وفایی است و حیات حقیقی او ، نهان در دوردست انصاف و واقعیت ، به بیداد آمیخته است . اما در شعر امروز فارسی ، چهره واقعی زن ، نخستین بار در شعر فروغ تصویر شد و بی آنکه خود بخواهد ، ادبیات زنانه را پی ریخت و با تک گویی درونی و ذهنیت و زبان زنانه جهان فردی خود را در شعر معنا بخشید . ( کراچی : برگرفته از سایت زنان )
    اگرچه پیش از فروغ ، در شعر ژاله عالمتاج قائم مقامی نیز چهره ای متفاوت از زن ایرانی تصویر شده بود ، به سبب انتشار دیر هنگام اشعار او در 1345 ، نمی توان برای او سهم آغازگری را در پی ریزی ادبیات زنانه منظور کرد ، ولی باید در نظر داشت که مهمترین ویژگی اشعار او زنانه بودن ان است . زنی شاعر که برای نخستین بار ، تجربه های اندوهبار یک زن ، درددلها ، اعتراض ها و گلایه هایش را به زبان شعر سرود ، هویت واقعی و انسانی یک زن را نشان داد ، چهره کلیشه ای زن-معشوق را از شعر امروز پاک کرد و به شخصیت طبیعی و معمولی زن ، جان بخشید . شعر « چه می شد » نمونه ای از سروده های اوست :
چه می شد آخر ای مادر ، اگر شوهر نمی کردم   گرفتار بلا خود را ، چه می شد گر نمی کردم
گر از بدبختی ام افسانه خواندی داستان گفتی     به بدبختی قسم ، کان قصه را باور نمی کردم
مگر باری گران بودیم و مشت استخوان ما     پدر را پشت خم می کرد ، اگر شوهر نمی کردم ( دیوان ژاله : ص 6 و بر گرفته از کراچی : سایت زنان) .
    فروغ اما در شعر فارسی ، نخستین زنی است که روش تازه ای برای بیان فردیت خود برگزید . او در سه مجموعه نخست خود تمام مسائل را از چشم انداز زنانه و از موضع جنسی دید و در دو مجموعه بعدی از موضع انسانی به مسائل پیرامون خود نگریست . فروغ در دوره شعری خود ، چه در دوره نخستین که صرفاً احساس ، و چه در دو دوره پس از آن که اندیشه را سرود ، تصویر گر هویت عمومی و حضور جمعی زن ایرانی نبود . او بر خلاف موقعیت زن در جامعه سنتی ایران ، نخست زنی عاشق و سرکش را تصویر کرد که در جامعه اخلاقی با تکفیر و تحقیر روبرو شد ، و سپس تصویری از زن اندیشمند ارائه داد که هویت خویشتن را می شناخت و پیرو الگوهای متعارف نبود . پذیرش چنین زنی در جامعه مرد برتر ایران آن روز ، همانقدر سخت و از سویی خطرناک بود که زن نخست  (کراچی : برگرفته از سایت زنان ) .به نظر براهنی اگرچه اکثر شاعران مرد هر یک سهمی از ظرفیت مردانگی خود را نشان داده و نقشی بر دوش داشته اند ، ولی فرخزاد به تنهایی زبان گویای زن صامت ایرانی در طول قرن هاست ، فرخزاد ، انفجار عقده دردناک و به تنگ آمده سکوت زن ایرانی است . « هلن سیگزوس » ، در کتابِ خنده مدوسا ، که بیانیه معروف نوشتار زنان است ، و آنرا در سال 1975نوشته است ، از زنان می خواهد ، تمنای خود را در نوشته بگذارند . او زنان را مخاطب قرار می دهد و می گوید : « خودت را بنویس ، تمنای تو باید شنیده شود ، فقط در این صورت است که منابع پایان ناپذیر ناخودآگاه فوران خواهد کرد " و همچنین « زن باید خود را از سانسور نجات دهد و شایستگی های خود ، تمنای خود ، قلمرو پهناور هستی خود را که در مهر و موم نگهداری شده است ، باز یابد » در واقع به عقیده هلن سیگزو تنها راه چاره در مقابل حاکمیت مردانه ، ساختن زبان زنانه است که نشان دهنده تفاوت وجنسیت است . او می نویسد : « زن باید زبانی برای خود ، به وجود آورد که درونش را نشان دهد » ( خراسانی :  1379 و برگرفته از کراچی : سایت زنان) . فروغ نیز در واقع ، به زبان زنانه سخن گفته است . زبانی که به شکلی غیر مستقیم ، _ یعنی با زبان شعر – به نقد دیدگاه های سنتی درباره زنان و نقش و طبیعت آنان در جامعه پرداخته است .



کلمات کلیدی: زنانه ،فروغ فرخزاد ،شعر
سقوط
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٥  

سـقـوط ...

 

تقدیم به  زنـانـی که تنها سلاحشان برای  مقابله با بی عدالتی و ظلـم ، آهی سوزان است از اعمـاق دل !

 

تو رو هرگـز نمی بخـشم ، نه این دنیـا ، نه اون دنیا

می خوام با خنـجرِ نفرین ، بشـم قاتـل تـرین حـوا

 

نـقـابِ آدمــو بــردار ، بـدی ! خـونِ توُ رگهـاته

نفسهات خشـم و نابودی ، جـهـنـم تا ابـد جـاتـه

 

خیال کردی ، که آسـونه ، شکستن ، بـردن و رفتن

مثِ سایـه ، میـام با تـو !   نمی ذارم بـری بـی من !

 

عذابِ لحظـه هات می شم ، یه دردِ مزمـن و مهلـک

یه جـور تلـخـیِ سـوزنده ، میونِ خـنده های سِک !

 

شب و روزت سیـا می شـه !   گلوت می گیـره از دستم

به این آهسته جـون دادن ، تو عادت می کنی ... کم کم

                           OOO

از اون آقا !!!  فقـط مونده ...یه جسم و روحِ فرسـوده

ببین کـه اوجِ نامـردیت  ، سـقـوط از زنـدگی بـوده ...

                     

                                   ماندانا ابری /  مهرماه 8٨

http://manii.persianblog.ir/


کلمات کلیدی: زنان ،ترانه
شناخت زنان ...
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٢  

از آسمان ندا رسید به مومنی که یک آرزویت را بگو تا برآورده کنیمفرشته

گفت: عرض اقیانوس آرام را جاده بکشید....متفکر

ندا آمد: کاری ست بس دشوار ... مصالح زیاد خواهد و کارگر فراوان! آرزویی دیگر کن.خنثی

گفت: قدرتی خواهم تا زنها را بشناسم!هیپنوتیزم

ندا رسید: جاده ای که خواستی دو باند باشد یا چهار باند؟نگران

 

پ.ن:  از خود راضی


کلمات کلیدی:
فقط آدمها!
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٧  

چند روز پیش صبح که داشتم میرفتم مدرسه یکی از آشناهای دور بابام رو دیدم ....

بهش سلام دادم ولی سرش پایین بود منو ندید، احتمالا صدامم نشنید! بای بای

عصر توی ماشین داشتم واسه بابام تعریف میکردم...

مامانم گفت:  آره، اونا کلا خانوادتا همینطورین! از نیگا کردن به قیافه ی آدم واهمه دارن!(

)

بابام هم اومد دفاعه کنه گفت: نه،‌فقط به خانوما خیلی نیگا نمیکنن!

مامانم هم گفت: منم همینو گفتم دیگه....بازنده

 

پ.ن: به پ.ن آخر پست قبل مراجعه کنید ....


کلمات کلیدی:
یه مرده ....
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢  

خواهر چهار سال و نیمه ای دارم به اسم النا،‌علاقه ی خاصی داره به جک گفتن،‌همی ی جکهاشم اینطوری شروع میشه: یه مَرده....

دیشب آقای پدر اعتراض کرد گفت دخترکم چرا همیشه میگی یه مرده؟ یه بارم بگو یه خانومه ...

النا (اینطوری:) نه خیرم!! وقتی جُت (جک) تعریف می تنی (می کنی) باید بدی(بگی) یه مرده!

 

 

پ.ن و نتیجه: ببین چه موجوداتین دیگه این بچه هم به جوک بودنشون پی برده!

پ.ن٢:ظاهرا تو این بلاتگ فقط من اینجوری مینویسم،‌باید بگم بابت بعضی ‌آقایون واقعا خوشحالم که اون قدر به ذلالت کشیده شدین که بی جنبگی و جوابی برای دادن پیدا نکردنتون دست روی دست هم داده و به من بد و بیراه میگید! اصلا خودتون اثبات حرفای منید! قهقهه


کلمات کلیدی: