هزار و یک شب

مباحث زنان

 
ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳٠  
عمه بلقیس به همه چیز کار داشت ،
به اینکه دختر همسایه تازگی ها زیر ابرویش را برداشته ،
به اینکه زن مطلقه ای که طبقه ی دوم زندگی می کرد بعد از نیمه شب برگشته ،
به اینکه فلانی توی مهمانی دامن کوتاه پوشیده.
عمه بلقیس زن نجیبی بود و دوست داشت که همه ی دنیا مثل او به مقوله ی نجابت نگاه کنند.
هرکس حرکتی می کرد که با عرف و سنت های او نمی خواند عمه بلقیس لبش را می گزید و روی گونه هایش می زد اما هیچ پاسخ ...... صریحی برای رد آن نداشت.
اگر خیلی به چالش می کشیدی اش و ثابت می کردی که فلان کار آنقدرها هم بد نبوده می گفت: وا خدا مرگم بده ،همسایه ها چی فکر می کنند؟؟؟
چون اصولا اینکه بقیه چه فکری می کنند در فرهنگ عمه بلقیسی از اینکه خود آدم چه فکری می کند مهم تر است.

لازم نیست عمه ی کسی باشید تا عمه بلقیس باشید.
“عمه بلقیسی” فرهنگ غالب کشور ماست.
عمه بلقیس ها همه جا هستند و به همه چیز کار دارند.
به عقاید دیگران، به لباس پوشیدن دیگران، به آدامس خوردن دیگران، به اینکه کی با کی رفت و با کی آمد و با کی خوابید.
عمه بلقیس ها داعیه دار فرهنگ و شرافت و نجابت و همه چیزهای اینجوری هستند و ماموریت دارند مردم را زیر ذره بین بگذارند و نقد و ارشاد کنند.
در فالس نیوز در مورد دست دادن اصغر فرهادی با آنجلینا جولی می نویسند یا در مورد خندیدنش با جودی فاستر.
عمه بلقیس ها همه را شکل فاحشه می بینند.
اصولا دریچه ی دیدشان از زیپ شلوارشان باز تر نمی شود.
هرکس یک کم متفاوت، یک کم شاد، یک کم آزاد، یا ساختار شکن باشد در قاموس عمه بلقیس فاحشه به شمار می رود.
این را هم بگویم که در قاموس عمه بلقیس بقیه بدی ها مثل دزدی، دروغ گویی ، ریاکاری و … مهم نیست. مهم این است که فاحشه لقب نگیری.
و البته آنها در بکار بردن این برچسب امساکی به خرج نمی دهند.

عمه بلقیس ها مردمان نازنینی هستند گاه،پدر ها و مادرهای ما، دایی و خاله و گاه خود ما هستند. اما باید درک کنند که همه مثل هم نیستند و همه مثل هم فکر نمی کنند، لازم است حد خودشان را بدانند.گاه لازم است در برابرشان ایستاد و در نهایت قاطعیت بهشان گفت: آنچه دیگران با زندگی خودشان می کنند به شما مربوط نیست!
چیزهایی وجود دارد که متعلق به حریم خصوصی افراد است.تا وقتی آزادی های آن فرد مانع آزادی و امنیت ما نشده است ما حق مداخله در آن را نداریم.
مطلب به درازا کشید، می خواستم عکس گلشیفته فراهانی را برایتان به اشتراک بگذارم. نمی دانم چرا یاد عمه بلقیس افتادم!

کلمات کلیدی:
فارغ از جنسیت کمی مرد باش
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٢  

مردانگی ات را با شکستن دل دختری که دیوانه ی توست ثابت نکن

 مردانگی ات را  با غرور بی اندازه ات به دختری که عاشق توست ثابت نکن

 مردانگی را زمانی میتوانی نشان دهی

 که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده

زمانی مرد هستی 

دختری با تکیه به غرور تو به قدرت تو در این دنیای پر از نامردی قدم بر میدارد


کلمات کلیدی:
منم یک زن ...!
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۸  
من یک زنم ...
بــــــــدان ...
"حــــــوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هــــــوای" دیگری برود
تنهایی ام را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد
روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته
ارزان نمی فروشمش!
دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد
بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــرکس نمی سپارمش
ســـــودای دلـــم قسمت هر بی ســر و پـــــایی نیست

من یک زنم ...
 
الهام شریفیان

کلمات کلیدی:
مهر من ...
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۸  

اینجا زن که باشی،

مهریه ات آب هم که باشد،

قاضی جیره بندی اش میکند...

جان نقد توست بی ارزش است!


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٧  

هزاران گل...

هرروز...

به دستان کسی که خودش را گلدوز معرفی میکند...

دوخته میشود.....!

از ترس شبهای زفافی که آبرو در آنجا جولان میدهد.....!!

پس بیضه های شهوت نرها کجا سنجیده میشود.....!!!؟؟؟؟


کلمات کلیدی:
نجابت
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳  

کاش مردها هم پرده ی بکارت داشتند؛ آنگاه می دیدیم نجابت چگونه معنا می شود!


کلمات کلیدی:
سانسور نکنید
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٢  

فقط میخواستم نه به عنوان یکی از نویسنده های این وبلاگف به عنوان یک وبلاگ نویس و یه خواننده ی نوعی به عنوان یه زن و به عنوان یه انسان(!) از مدیر وبلاگ یه خواهش کنم:

" کامنتهای خواننده ها رو پاک نکنید"

 

شهرزاد واسه چی ساخته شده؟! هدف و شعارش صحبت کردن از زن و حقوق متعارفش و آزادی های گاها نادیده گرفته شده شه...
تو این وبلاگ کامنت چند نفرو حذف کردن صرفا به خاطر یه بحث ساده ی مودبانه حول موضوع اصلی کاملا با هدف ما متناقضه!

شاید بخواید این پستم حذف کنید... ولی هنوز به نظرم لازمه بگم سانسور فقط زیر سوال بردن شعور مخاطبه! قهر


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٢  
دو عامل پایداری تحجّر......
سکوت و تحمل است !!!

کلمات کلیدی:
خشونت علیه زنان
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱۱  

می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزارو گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که ارام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته

 

خشونت بی کلام، بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشد سکسی تر باشد خانه دارتر باشد عاقل تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد. مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده

خشونت، آزار، تحقیر امتداد همان "مادر جنده ها، جنده ها، خواهر جنده ها، مادرش را فلان ها، عمه اش را بیسار"هایی است(باعرض پوزش) که به شوخی و جدی به هم و به دیگران می گوییم. خشونت، آزار، تحقیر همان "زن صفت، مثل زن گریه می کردی"هایی است که بچه هایمان از خیلی کودکی یاد می گیرند.

 

خشونت، آزار، تحقیر، پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون... فلان لباس را نپوش چون...است. چون هایی که اسمشان می شود "عشق". عشق هایی که می شوند ابزار کنترل. که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس، بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته، تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است. که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود.

 

خشونت زنی است که زیر نفس های آغشته به بوی الکل مردش تظاهر به لذت می کند و فکر می کند قاعده ی بازی همین است. خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها.

 

می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شود

 

خشونت دست سنگین پدری است که بر صورت دخترک 9 ساله اش بلند می شود اما هرگز فرود نمی آید.

خشونت گردنکشی برادری است که نگاه پسرک معصوم همسایه را کور می کند و خواهر را ناامید می کند از عشق پاک و دیوار به دیوار همسایگی

. خشونت آروغ زدن های شوهر است به جای دستت درد نکند برای دستپخت عالی یک صبح تا ظهر حبس شدن در آَشپزخانه .

خشونت قانون نابرابر حق قیومیت پدربزرگی است که در فقدان پدر ، صاحب بلامنازع نوه ی دختری اش می شود بی اینکه حضور مادر در جایی دیده شده باشد. خشونت حق ارثی است که پس از مرگ پدر به تو داده می شود نیم آن چیزی که برادرت می گیرد و تازه منت بر سرت می گذارند که نان آور خانه ات دیگری است . خشونت خود ما زنانیم که تمامی اینها را می پذیریم بی هیچ اعتراضی و آن کسی را هم که در میانمان به اعتراض بلند می شود با القاب زن فلان و بهمان به سخره می گیریم . خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست...


کلمات کلیدی:
من یگ فمینیست هستم!
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  
از مصائب یک جنسیت : این است که یک زن ، یک مادر خود را بی اراده و اختیار می داند و برای هر چیز به بچه ها می گوید : هر چی باباتون بگه !!!!!

___________________________________________________________

___________________________________________________________

من یک فمینیست هستم
ضد مرد نیستم ، ضد قوانین مرد سالارانه هستم !
ضد ضعیف بودن زن هستم !
ضد خرافات و تفکر های متحجرانه و پوسیده هستم !
ضد تضاد بین انسانها هستم ....
و به خود افتخار می کنم !!

کلمات کلیدی: